قهرمان ميرزا عين السلطنه

7163

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىرسد . دسته‌دسته درشكه را تعقيب مىكنند . در اين بين موتورسيكلت سوارى مىرسد . درشكه را دنبال و متصل فرياد مىكند زهر داخل سقاخانه كردند . دم درب بزرگ ميدان مشق آژانها جلوگيرى مىكنند ببينند چه سانحه‌اى روى داده . گارد نظامى دم ميدان و نظاميان ديگرى كه متصل در اين خيابان هستند با [ مردم ] شهرى حمله به درشكه مىآورند . اول درشكه‌چى به زمين مىافتد . بعد آن ارمنى بيرون پريده چوب‌دست يك نفر را گرفته جنگ و گريز فرار مىكند . مىمانند همان دو امريكائى . زيرا غلام قونسلگرى از همان سقاخانه فرار نموده بود . نظميه نزديك اينجاست ، درب كميسارياى پليس سوار و مريض‌خانهء نظميه اول خيابان جليل‌آباد است . تا درب ميدان فاصله‌اى ندارد . آژان زياد جمع مىشود و به هر شكل بوده هردو را با حال مجروح داخل يك اتومبيل گذرى مىكنند و به سمت همان حياط كميسارياى پليس سوار مىروند . نظامى و شهرى تعقيب مىكنند . با اتومبيل داخل نظميه شده ضربتهاى شديد زياد از شوشكه و سرنيزه ، چوب ، سنگ ، چاقو ، كارد اينجا به قونسل و رفيقش وارد مىشود تا روى تخت خواب مريض‌خانه . مىگويند آنچه داخل نظميه شده بود دستگير كرديم . ليكن اينطور نيست . آخر كار چند نفرى را گرفتند . آن قزاقى كه دم سيد اسمعيل كشته شد يكى از ضاربين بود كه تعقيب كردند . چون مىخواست داخل بست شود مقتول نمودند . هفتاد تا يكصد و سى زخم ميرزا حسين خان افخم الملك كه مترجم مستر رنر مستشار بلديه است مىگفت ما مهمان وزير مختار بوديم در الهيه . بعد از ناهار گرم صحبت بوديم كه خبر اين واقعه رسيد . فورا سفير و سايرين به سمت شهر حركت كردند . رنر به من حكايت كرد ما كه وارد شديم خانمش هم رسيد . روى تخت مريضخانهء نظميه افتاده بود . زنش گفت مرا مىشناسى گفت بله . بعد ايمبرى خطاب به زنش كرد سلامتى . گفت آرى . مجددا ماژر ايمبرى گفت رجوع به دكتر « پاكرو » كن ( دكتر مريضخانهء امريكائى ) . چشمش را بر هم گذاشته و از دنيا رفت . بعد دكترها امتحان نمودند ، با ريون ايكس عكس برداشتند آنچه گفتند از هفتاد تا يكصد و سى زخم برداشته بوده . بيشتر آن شوشكه و سرنيزه بوده است . سيمور كه همه مىگويند مرد شريرى است و كاش او به قتل رسيده بود سخت مجروح شده . هنوز دكتر خبر خوشى از حيات او نداده است .